اطلاع رسانی
دانش آموزان گرامی دبیرستان های طالقانی و چمران شهرستان طبس:
به زودی تدریس دروس ریاضیات هرسه پایه در این وبلاگ قرار خواهد گرفت.
با تشکر :محسن عزیزایی
دانش آموزان گرامی دبیرستان های طالقانی و چمران شهرستان طبس:
به زودی تدریس دروس ریاضیات هرسه پایه در این وبلاگ قرار خواهد گرفت.
با تشکر :محسن عزیزایی
مديريت عمليات يك محل دفن بهداشتي شامل مكان يابي مناسب محل دفن ، آماده سازي محل دفن و عمليات اجرايي ومهندسي در محل دفن مي باشد . اولين گام در طراحي محل دفن ،انتخاب محل مناسب است . درمكانيابي محل دفن بايستي به عواملي همچون توپوگرافي و زمين شناسي محل ، هيدرولوژي منطقه ، شرايط اقليمي ، سطح زمين مورد ن ياز ،خاك پوششي، سطح آب زيرزميني ، موقعيت زمين نسبت به توسعه شهر ، خصوصيات زباله دفني ، كاربري زمينهاي مجاور ،فاصله آبهايسطحي از محل دفن ،قيمت زمين و طول عمر جايگاه دفن و .... توجه داشت . در انتخاب و ارزيابي محل دفن مواد زائد جامد ازUSEPA) وروش سازمان حفاظت محيط زيست ، ( Drastic دراستيك ، ( Oleckno معيارهايو شاخص هاي همچون الكنو) استفاده ميشود وپس از امتياز و وزن هر معيار رد و قبول مكان دفن مشخص ميشود . امروزه دفن بهداشتي پسماندها با توجه به بالا رفتن سطح استانداردهاي زيست محيطي و بهداشتي به فرايندي مطلوب بنام بيوراكتور دفن پايدار مبدل گرديده كه درروند طراحي آن كليه ملاحضات فني ،اقتصادي ، اجتمايي ، زيست محيطي و بهداشتي بگونه مطلوب ملحوظ گرديده است.بيوراكتور دفن پايدار يك زمين دفن بهداشتي است كه با هدف پايدار سازي زائدات آلي قابل تجزيه بيولوژيكي با قابليت تجزيه متوسط تا بالا را در مدت 5 تا 10 سال داشته وباكنترل فعاليتهاي ميكروبي طراحي وراهبري ميشود . از مزاياي و جلوگيري از انتشار گاز هاي گلخانه اي به (LFG ) بيوراكتور دفن پايدار ، كنترل استحصال گازهاي حاصل از مراكز دفن اتمسفر ، امكان استحصال انرژي جهت مصارف خانگي ، صنعتي ( ديگهاي بخار و ميكرو توربين ها ) و سوخت اتومبيل ، بالابردن سرعت تجزيه بيولوژيكي در بيوراكتور دفن و تصفيه شيرابه در جا ، امكان استفاده مجدداز فضا جهت دفن مجدد پسماندها،امكان استفاده از زائدات دفن شده بعنوان كود پس از پايان فرايند تثبيت ،بازياف ت و استفاده مجدد از اجزاء قابل بازيافت پسماندها ( بازيافت در مقصد ) و در نهايت بهبود شاخص هاي زيست محيطي و بهداشتي و كاهش اثرات نامطلوب زيست محيطي مي باشد.
بازیافت به آمادهسازی مواد برای استفادهٔ مجدد گفته میشود. موادی که معمولا قابل بازیافت می باشند عبارتند از آهن آلات قراضه آهن پلاستیک شیشه کاغذ مقوا برخی مواد شیمیایی زباله که به کود کمپوست تبدیل می شود.
بازیافت از بههدررفتن منابع سودمندوسرمایه های ملی جلوگیری میکند و مصرف مواد خام و مصرف انرژی را کاهش میدهد. با این کار، تولید گازهای گلخانهای نیز کاهش مییابد. بازیافت مهمترین مفهوم در مدیریت پسماند است.منشاء مواد بازیافتی یا به عبارتی بازیافتنیها، بیشتر، منازل مسکونی و صنایع هستند. برای آسانتر کردن امر بازیافت معمولاًدو نوع جداسازی مواد صورت میگیرد که «تفکیک در مبدأ» و «تفکیک در مقصد» نام دارند. تفکیک در مبدأ در سطح شهر و خیابانها و فروشگاهها از طریق سبدها و سطلهای جداسازی مواد انجام میشود ولی برای تفکیک در مقصد مکان ویژهای به نام مرکز بازیافت مواد در نظر گرفته شدهاست.مرکز بازیافت مواد بازیافتی و غیر قابل بازیابی دستهبندی میشوند.بسیاری از فروشگاهها و کارخانههای بزرگ مواد زاید مانند قوطیهای کنسرو، بطریهای شیشهای و روزنامههای باطله را به منظور بازیافت از مشتری بازخرید میکنند.
هدف از بازیافت
الف)استفاده مجدد از مواد و انرژی
ب) کاهش آلودگی بهداشتی،جهت حفاظت از محیط زیست
ج ) کاهش دفن زباله و عدم از بین رفتن زمین های مناسب در طبیعت
د )اشتغال زایی
ذ )کاهش هزینه ها و ایجاد منافع اقتصادی
استفاده چند باره و چند گونه از انواع امکانات و فراورده های طبیعت و همچنین ابزار و تولیدات دست ساز انسان قدمتی تقریبا همسان با پیدایش بشر دارد و در جوامع مختلف متناسب با پیشرفتهای علمی ،اعتقادات ،باورها ، نیازها و نوع فرهنگها وغیره متفاوت می باشد.امروزه بر خلاف گذشته دور که بازیافت بصورت محدود،ابتدایی و سنتی اجرا و شاید اوج این نوع عملکرد را پس از پایان جنگ ها می توان در تاریخ مشاهده کرد که گروهی به ترمیم ابزارآلات جنگی که اسقاط شده بودند می پرداختند و یا استفاده چند باره از فلزات در آهنگری ها وغیره خلاصه می شد. امروزه بازیافت به عنوان یک هدف و استراتژی علمی در سطح و رده اول مدیریت شهری در کشورهای توسعه یافته قرار دارد و در ایران اسلامی در دهه اخیر به جهت رشد جوامع شهرنشینی ،پیشرفت تکنولوژی ، تغییر الگوی مصرف و به خطر افتادن محیط زیست ، به همراه اعتقادات دینی و فرهنگ اصیل اسلامی مبنی بر اجتناب از اسراف و تبذیر بحث بازیافت به عنوان یک شغل و فعالیت قابل احترام مورد توجه بوده و هست شغلهای سمساری،کهنه فروشی ،استفاده چند باره از شیشه های نوشابه ،تعویض نان خشک با نمک ،کاربرد فضولات حیوانی و ضایعات گیاهی در تقویت زمینهای کشاورزی و غیره از این نمونه اند.
مدیریت زباله یعنی جمع آوری، انتقال، پردازش، بازیافت، نابودی یا دفن زباله های تولید شده از فعالیت های بشر با هدف کاهش تاثیر منفی آن بر سلامت انسان و حفظ زیبایی و طراوت محیط زندگی. مدیریت زباله یعنی جمع آوری، انتقال، پردازش، بازیافت، نابودی یا دفن زباله های تولید شده از فعالیت های بشر با هدف کاهش تاثیر منفی آن بر سلامت انسان و حفظ زیبایی و طراوت محیط زندگی.
در سال های اخیر بحث شیوه انجام مراحل پایانی مدیریت زباله یعنی نابودی، بازیافت یا استفاده از شیوه های دیگر با توجه به حرکت دنیا به سمت اشباع شدن از زباله بسیار جدی تر از گذشته پیگیری می شود.
هر چند شیوه مدیریت زباله در کشورهای گوناگون با یکدیگر متفاوت است اما به طور کلی شش شیوه برخورد با زباله وجود دارد که به ترتیب از بهترین به بدترین عبارتند از پیشگیری از تولید زباله، کاهش مقدار تولید زباله، استفاده از تولیداتی که به دفعات قابل استفاده باشند، بازیافت، مصرف زباله به عنوان منبع تولید انرژی با سوزاندن آن و دفن زباله هستند.
همان طور که گفته شد شیوه برخورد با زباله در کشورها و مناطق مختلف جهان بسیار متفاوت است. به عنوان مثال در استرالیا متعارف ترین شیوه، دفن زباله خشک در محل های دفن زباله است زیرا این کشور وسیع جمعیت بسیار زیادی ندارد و سرزمین های وسیع خالی از سکنه در آن فراوان یافت می شود. اما در شرایطی کاملاً متفاوت ژاپن با وسعت نه چندان زیاد و جمعیت بسیار مجبور است از شیوه سوزاندن زباله بیش از سایر روش ها استفاده کند. با وجود رشد تکنولوژی و حساسیت بیشتر بشر بر روی مسائل زیست محیطی دو شیوه دفن و سوزاندن زباله هنوز مهمترین روش هایی هستند که بشر در برخورد با زباله از آنها استفاده می کند. در اینجا در بررسی اجمالی به نقاط قوت و ضعف این دو شیوه می پردازیم.
● دفن زباله
دفن زباله یکی از قدیمی ترین و سنتی ترین شیوه های برخورد با پدیده زباله است که در حال حاضر نیز در بیشتر کشورهای جهان معمول ترین روش دولت ها، شهرداری ها یا سایر مسوولان مربوط برای حل مشکل زباله است. معمولاً مکان های دفن زباله در مناطق غیرقابل سکونت، معادن قدیمی یا زمین های اجاره یی مخصوص این کار ساخته می شوند. یک مکان دفن زباله که به خوبی ساخته و اداره شود می تواند شیوه یی بهداشتی و در عین حال ارزان برای حل مشکل زباله باشد. اما در صورتی که این کار با رعایت اصول همراه نباشد چنین مکانی برای محیط زیست بسیار خطرناک خواهد بود.
از خطرات یک محل دفن زباله که به خوبی ساخته یا اداره نمی شود می توان به جذب حشرات موذی اشاره کرد. معضل بزرگ دیگر چنین مکان هایی تولید سوپ ترش بسیار آلوده کننده یی است که از ورود آب باران به زباله های دفن شده به وجود می آید. این مایع آب های زیرزمینی و حتی سطح زمین را به شدت آلوده می کند. دیگر معضل یک محل دفن زباله نامناسب؛ گاز زباله دفن شده است. این گاز که در بیشتر موارد گاز متان یا دی اکسید کربن است بوی بسیار بدی تولید می کند و به پوشش گیاهی منطقه نیز صدمه وارد می کند. به علاوه این گاز به عنوان یکی از گازهای گلخانه یی به لایه ازن نیز صدمه وارد می کند.
یک محل دفن زباله مدرن با پوشش قرار دادن پلاستیک یا حفاظ دیگری در زیر زمین مانع تجمع حشرات موذی و تولید مایع آلوده کننده می شود. به علاوه در برخی از کشورهای توسعه یافته در کنار بعضی از محل های دفن زباله نیروگاه هایی ساخته شده که سوخت آنها همین گاز تولید شده از زباله است. سوزاندن این گاز و تولید انرژی الکتریسیته از آن سبزترین شیوه در برخورد با آن است.
در حال حاضر پیدا کردن زمین مناسب برای دفن زباله بسیار مشکل شده است زیرا هیچ کس دوست ندارد در نزدیکی یک محل دفن زباله زندگی کند و مخالفت ها با احداث محل های دفن زباله مقامات مسوول در کشورها را با چالش جدی روبه رو کرده است.
در این میان یک نکته جالب نیز وجود دارد؛ برخی از افراد آینده نگر پیشنهاد داده اند که زباله ها طبق مواد اولیه به کار رفته در آنها به طور جداگانه دفن شوند زیرا می توان در آینده از آنها به عنوان نوعی معدن مواد اولیه استفاده کرد. به بیان دیگر ما خود معادنی از مواد اولیه با دست خود بسازیم تا آیندگان از آن بهره ببرند.
● سوزاندن زباله
در این شیوه با حرارت دادن زباله، مایعات درون آن به گاز تبدیل می شود و در نتیجه خاکستر جامد که حجم بسیار کمتری دارد به جا می ماند.
این شیوه نیز به خاطر تولید آلودگی مورد انتقاد قرار دارد به علاوه خاکستر به جای مانده نیز خود نیاز به مکانی برای دفن دارد. در حال حاضر شیوه مدرنی از سوزاندن زباله در برخی کشورها مورد استفاده قرار می گیرد. در این شیوه زباله در کوره های مخصوصی سوزانده می شود تا با حرارت تولید شده و چرخش توربین های بخار انرژی الکتریسیته تولید شود.
این شیوه در کشورهایی چون ژاپن بسیار معمول است. البته سوئد در ۲۰ سال اخیر در زمینه تولید انرژی الکتریسیته از زباله گوی سبقت را از سایر کشورها ربوده است. به علاوه دانمارک نیز در این زمینه روند رو به رشد خوبی را تجربه می کند.
یکی از جامع ترین تحقیقات حاکی از این است که بیش از 86درصد از دانش آموزان بویژه در مقطع دبستان و راهنمایی برای انجام تکالیف خود و موفقیت های مطالعه از والدین کمک می گیرند.مشخص شده دانش آموزان بیشترین درخواست کمک را در سنین 9تا 12 سال دارند. 66 درصد از والدین در این مرحله به فرزندان دانش آموز خود کمک می کنند و 59 درصد آنها چندبار در هفته و هر بار دست کم یک ساعت برای این کار زمان می گذارند.بررسی ها نشان می دهد در مقطع راهنمایی هفته ای 3ساعت برای کمک به انجام تکالیف دانش آموزان توسط والدین کافی است.گفتنی است همکاری والدین در کمک به انجام تکالیف و مطالعه دانش آموزان لزوما به معنای موفقیت آنها در تحصیل نیست. پس بهتر است از وقتی که دانش آموزان به سن 9 سال می رسند و هنوز به دبستان می روند والدین آنها را به مطالعه و پیشرفت های تحصیلی علاقه مند کنند و به تدریج مسوولیت های درسی را به عهده خودشان بگذارند تا این که پا به پای آنها و در کنارشان درسها را مرور و تمرین حل کنند.
آموزش مهارت های تقویت فکر و حافظه و مدیریت زمان نیز نقش قابل توجهی در این میان ایفا می کند، زیرا در حال حاضر حجم مطالب و تکالیف افزایش یافته و چنانچه بتوان به دانش آموز یاد داد که چگونه زمان بندی کند تا به تکالیف خود برسد و در ضمن با علاقه مطالعه کند نتایج به مراتب مطلوب تر خواهد بود.
اما بسیاری از والدین خواهان این هستند که بدانند چگونه می توانند موثرترین نقش را در این کار داشته باشند تا دانش آموزانشان موفق تر باشند.در این خصوص می توان به چند مورد اشاره کرد از جمله این که: به جای این که شما برای فرزندتان مطالبی را بخوانید و او گوش کند بهتر است جایتان را عوض کنید. دانش آموزانی که در منزل و برای والدین به خواندن کتاب ، مجله، روزنامه و... می پردازند در مدرسه عملکرد بهتری دارند.
وقتی دانش آموز مطلبی را برایتان می خواند درباره چگونگی و مفاهیم آن با وی گفتگو کنید تا درک مطلب و تفکر او نیز تقویت شود. از تلویزیون به نحو احسن استفاده کنید.
بررسی ها نشان می دهد کارایی دانش آموزانی که هر روز به مدت چند ساعت متوالی پای تلویزیون می نشینند به مراتب کمتر از افرادی است که درنهایت روزی 2 ساعت تلویزیون می بینند. پس برنامه ریزی صحیحی برای تماشای تلویزیون داشته باشید. در ضمن انتخاب برنامه ها و محتوای آنها نیز باید به دقت و با نظارت شما انجام شود.برای کمک به فرزند دانش آموزتان یک برنامه ریزی درسی منظم داشته باشید تا هر روز سر ساعات مشخص به انجام تکالیف خاص بپردازد و شما نیز طبق برنامه معین شده در زمانهای مشخص به او کمک می کنید نه این که مرتب و در هر درسی شما را صدا بزند تا کنارش باشید و با او درسها را مرور کنید.
برای مثال هفته ای 3 روز سر یک ساعت معین به او کمک کنید. با مدرسه و معلمان در تماس باشید. منتظر نباشید تا از طرف مدرسه برای شرکت در یک جلسه خاص دعوت شوید. با معلمان در تماس باشید تا بدانید فرزندتان در چه دروسی قوی تر و در کدام دروس ضعیف تر است که در برنامه ریزی های منزل وقت بیشتری را برای از میان بردن نقاط ضعف اختصاص دهید. زمانی را برای گفتگو و نه سوال و جواب های گزارشی و خسته کننده با دانش آموز اختصاص دهید.
براساس آمار بیش از 72 درصد از دانش آموزان تمایل دارند درباره مسائل مختلف که بعضی نیز لزوما درسی نیستند و شاید محیطی و ارتباطی باشند با والدین صحبت کنند؛ البته در شرایطی آرام و دوستانه نه این که دائم مورد انتقاد واقع شوند.همین مساله می تواند موجب صمیمیت بیشتر دانش آموزان با والدین شده و انگیزه آنها را به تحصیل افزایش دهد. برای کمک به تحصیل فرزندانتان باید از شیوه های معلمان در کلاس نیز آگاه باشید تا هماهنگ با آن عمل کنید. در غیر این صورت ممکن است اقدام به شیوه خودتان موجب بروز اختلاف و سردرگمی در روشهای مدرسه شود. در دسترس باشید، اما در هنگام لزوم عمل کنید.
گاهی متاسفانه برخی والدین به دلیل توجه بیش از حد به دانش آموز مرتب هنگام درس خواندن به او سر می زنند و از او می پرسند صفحه چندم است و اوضاع چگونه پیش می رود و تمرکز او را بر هم می زنند.
کارشناسان توصیه می کنند که والدین در دسترس و در صورت امکان در منزل باشند، اما مشغول کارهای خود باشند تا دانش آموز نیز در آرامش به درسهای خود برسد. می توانید از منابع جالب و سرگرم کننده غیردرسی برای کمک به فرزند دانش آموزتان کمک بگیرید. در عین حال نکاتی هم هست که والدین هنگام برنامه ریزی درسی برای فرزندان خود مدنظر داشته باشند تا نتیجه بهتری به دست آید:شیوه های قضاوت والدین باید شیوه های مناسبی را برای برخورد با فرزندان پیش بگیرند و آنها را از آغاز سال تحصیلی رعایت کنند.
یکی از این موارد ملاک قرار ندادن نمرات برای قضاوت در مورد دانش آموزان است.
آرامش ، لازمه مطالعه موفق برای دانش آموزان است و چنانچه نمره ملاک ارزیابی این مطالعه باشد به جای آرامش موجب اضطراب می شود.
چنانچه والدین از دانش آموزان بخواهند که به طور دائم مشغول درس خواندن باشند و نمرات عالی بگیرند آرامش را که لازمه مطالعه موفق است از فرزندانشان خواهند گرفت.علاقه از نوع بی قیدوشرط یکی از مواردی که مانند بنزین برای حرکت موتور دانش آموز موثر است باور او توسط والدین است. علاقه بی قید و شرط به دانش آموز کمک قابل ملاحظه ای به تصوری که او از خود دارد خواهد کرد.
دانش آموزانی که والدینشان با تغییر یک نمره بالاتر یا پایین تر رفتاری متغیر دارند دچار تزلزل شخصیت شده و گمان می کنند این نمره است که موجب مقبولیتشان می شود نه خود آنها؛ اما وقتی او را با هر شرایطی باور کنید و در برطرف ساختن نقاط ضعف و کاستی ها او را مورد حمایت قرار دهید انگیزه بیشتری برای پیشرفت داشته و خودش سعی می کند شما را خوشحال کند.در چنین شرایطی تصویر ذهنی او از خود مثبت بوده و موفقیت بیشتری برای خود متصور و قابل دسترس می بیند تا شکست و همین مساله نقش قابل ملاحظه ای در رفتار و افکارش خواهد داشت.
وقتی والدین مرتب نگران افزایش یا کاهش نمرات فرزندان دانش آموز خود باشند این نگرانی را به طور غیرمستقیم به فرزندان نیز انتقال داده و فرزندان هنگام درس خواندن نیز به جای این که با آسودگی خیال به تمرکز روی مطالب درسی بپردازند نگران چگونگی سوالات بوده و به نوعی دچار اضطراب و تشویش خواهند شد. آنها نگران شیوه پاسخگویی به پرسشها، کمبود وقت و نرسیدن بموقع به کلاس خواهند شد. از طرفی نگران این مورد می شوند که اگر نتوانند نمرات خوبی کسب کنند چه عواقبی در انتظارشان خواهد بود.این که والدین از آنها ناامید می شوند نیز خود موجب بروز اضطراب در زمانی می شود که در منزل حضور دارند و مطالعه می کنند.
در عین حال این نگرانی ها علاوه بر این که کارایی ذهنی را کاهش می دهند موجب بروز اختلالات رفتاری و ایجاد تنش در روابط والدین و فرزندان هم می شود.بنابراین بهتر است والدین شیوه متعادل و منعطف تری را از آغاز سال تحصیلی پیش بگیرند تا فرزندان بموقع تشویق شده و انگیزه بیشتری برای مطالعه داشته باشند.زمان یادگیری را محدود نکنید تحقیقات جدید حاکی از فعالیت های شبانه مغز است و بر همین اساس کارشناسان اعلام کرده اند که هنگام شب زمان خوبی برای یادگیری و مطالعه است.این یافته نشان می دهد برخلاف تصور عموم مبنی بر مطالعه و آموزش مفید در روز، شب نیز زمان خوبی برای به کارگیری امواج مغز در جهت یادگیری مطالب است.حتی برخی افراد معتقدند مغز انسان شب هنگام بهتر مسائل را فرامی گیرد.
دانشمندان با استفاده از یک ذهن مغناطیسی شبیه سازی شده و نیز کورتکس مصنوعی مغز موفق به اثبات این فرضیه علمی شدند.محققان اعلام کردند زمانی که فرد بیدار می شود، هورمونی ترشح می شود و فرآیند یادگیری شکل دیگری به خود می گیرد. به شکلی که ممکن است تا یکی دو ساعت بعد تمام مطالب فراگرفته شده از شکل منسجم خود خارج شوند.اما در شب، مغز از هجوم انواع افکار مزاحم در امان است و روند یادگیری به سبب همین موضوع بیشتر می شود. به همین دلیل بسیاری افراد معترفند که در شب بهتر از روز یاد می گیرند، زیرا فکرشان پاک تر و آماده تر است و تمرکز بیشتری دارد.
گاهی اوقات والدین دانش آموزان را صبح زود برای مطالعه بیدار می کنند یا ساعاتی از روز که دانش آموز خسته است و نیاز به استراحت فکری دارد برای مطالعه و انجام تکالیف او در نظر می گیرند و او را اجبار به مطالعه در این زمان می کنند که چنانچه این زمان تناسبی با وضعیت فکری و یادگیری دانش آموز نداشته باشد نه تنها موثر نیست، بلکه خستگی فکری و روحی او را نیز مضاعف خواهد کرد.
پس بهتر است به دانش آموزان کمک کنیم که زمان موثر برای مطالعه و یادگیری شان را به بهترین شکل پیدا کنند و در آن زمان به این کار بپردازند.
مقاله و گزارش نظر سنجی در مورد مدیریت شهری شهرستان طبس
گروه علوم اجتماعی و جامعه شناسی دانشگاه پیام نور طبس
نویسنده : محسن عزیزائی استاد دانشگاه پیام نور طبس
شهر به مثابه بخشی از سلسله مراتب سیستم قضایی و تقسیمات سیاسی – جغرافیایی هر کشور بر اساس شاخصه های مختلفی مانند نوع حکومت ، مدیریت ، سطح آگاهی ، علاقه مندی اجتماعی و مشارکت مردم در نظام تصمیم گیری و ... شکل می گیرد . نظام مدیریت شهری با هدف اداره مطلوب شهری سعی دارد روابط میان عناصر شهری را هماهنگ سازد .
هدف سیستم مدیریت شهری به عنوان جزیی از سیستم حکومتی ، اداره امور شهرهاست . این هدف در جهت اهداف ملی بوده و با آن همسوست و از کلیات آن تبعیت می کند، بنابراین برنامه های این سیستم برای سازماندهی امور شهری به طور کلی در چهارچوب برنامه های کلان و قوانین جاری کشور تدوین می گردد .
مدیریت شهری در قالب نظام برنامه ریزی اقتصادی ، اجتماعی و قضایی حاکم بر کشور ، اقدام به تهیه برنامه های توسعه شهری برای شهر می کند و سپس آن برنامه را در چهارچوب نظام اداری – اجرایی حاکم، به پروژه های عملیاتی تبدیل کرده و به مرحله اجرایی می رساند .
در سطح جهان سه نظام شهرداری شناخته شده است :
نوع اول : نظام ( شورا – شهردار )می باشد که بهترین سیستم شناخته شده جهانی است . در این سیستم مردم شورا را انتخاب کرده و سپس شورای مذکور شخص واجد شرایطی را به عنوان شهردار استخدام کرده و اداره امور را به او واگذار می نماید . در این نظام تصویب فعالیت ها و منابع درآمد و عملیات شهرداری و مصارف با شوراست و بر روند عملیات شهرداری نظارت می کند.
نوع دوم : نظام ( شهردار – شورا ) است . در این سیستم شهردار و اعضای شورای شهر جداگانه انتخاب می شوند . ریاست شورا با شهردار است .
نوع سوم : نظام ( شورایی مطلق ) می باشد که اعضای شورا هر کدام مسئول قسمتی از کارهای شهرداری می شوند . در این سیستم یکی از اعضای شهر به عنوان عضو ارشد هماهنگ کننده جلسات و در بعضی موارد در نقش شهردار و رئیس شوراست .
در یک تقسیم بندی دیگر مدیریت شهری می توان به سه نظام : مدیریت شهردار با اختیارات کم ، شهردار با اختیارات متوسط و شهردار با اختیارات وسیع اشاره نمود .
در اکثر کشورهای در حال توسعه از جمله ایران شهردار اختیارات کمی دارد و معمولا حکومت مرکزی نقش اساسی را در مدیریت شهری دارد در حالی که به ویژه در شهرهای بزرگ به شهردار با اختیار وسیع نیاز است .
سیستم مدیریت شهری را می توان متشکل از سه سطح مدیریتی دانست :
1. مدیریت سیاسی – اجتماعی و نهادی
2. مدیریت سازمانی
3. مدیریت اجرایی و فنی
علاوه بر معیارهای کلی و عمومی یک مدیریت خوب مانند : کارایی ، شفافیت ، قابلیت محاسبه و مشارکت ، سیستم مدیریت شهری به صورت نظری در موارد دیگری نیز سنجیده می شود .
سیستم مدیریت شهری باید کارای مناسبی در استفاده از منابع مالی انسانی و ساختاری از طریق بودجه گذاری و اجرایی طرحها داشته باشد . قابلیت ادامه حیات مالی بر مبنای بهره برداری کامل از بنیان درآمدی منابع محلی و مدیریت و منطقی و حساسیت نسبت به نیازهای ناشی از رشد روزافزون شهری و برخورداری از توانایی لازم برنامه ریزی توسعه و تامین خدمات آن از دیگر قابلیت های سیستم مدیریت است . یک نظام مدیریتی مناسب باید نسبت به نیازهای ناشی از فقر شهری حساسیت لازم را داشته و به نظرات عمومی بهای لازم داده شود و خدمات لازم برای دستیابی به مسکن و خدمات اولیه آن صورت پذیرد . همچنین باید حفاظت محیطی از طریق فراهم ساختن خدمات عمومی و تنظیم فعالیت بخش خصوصی دقت فراوانی شود . از دیگر موارد مورد توجه در سیستم مدیریت شهری ، بومی یا غیر بومی بودن مدیر است .
در مزایای مدیر بومی می توان به مواردی چون : آشنا به منطقه و اخلاق عوام و طریقه برخورد با آنها ، قابل دسترس بودن در هر زمان ، قابل مشاهده در تمامی مراسمات و ... ، استفاده از افکار محلی در کارها و ابداع قوانین و مقررات با توجه به فرهنگ منطقه و غیره اشاره نمود.
و اما اندر معایب مدیر بومی می توان به : تداخل دادن دعواهای طایفه ای قدیمی در روند کارها و حتی استخدام ها ، متاثر شدن از افکار موجود در انتخاب پرسنل و عدم توجه به شایسته سالاری ، ترس از برخی برچسب های ماندگار ، ورود اطرافیان در کارهای مدیریتی به صورت مستقیم ، پارتی بازی در مسایل مناقصه ای و مزایده ای ، زیر ذره بین بودن مدیران بومی در مسایل شخصی و خانوادگی و افشای آنها و غیره اشاره نمود .
واضح که هر کدام از این موارد، مزایا و معایبی دارند و طرفداران هر بخش برای خود استدلالهایی را مطرح می کنند و عده ای نیز تلفیق هر دو را مناسب می دانند .
علی الرغم تمامی این مطالب، مدیران بومی به دلیل آگاهی و دلسوزی که به منطقه خود داشته اند باعث پیشرفت آن منطقه گشته اند .
با تسری بخشیدن مطالب فوق به شهر طبس و با توجه به پیشینه درخشان و پتانسیل منطقه از یک سو و دغدغه های مردم و مسئولان از طرف دیگر ، تلاش در جهت توسعه و پیشرفت این منطقه همواره ذهن مردم و مسئولین را به خود معطوف داشته است.
با توجه به دو شاخصه تخصص و تعهد برای یک پست مدیریتی و جمع شدن هر دو در یک فرد بومی ، این شخص برتمامی افراد ارجحیت خواهد داشت. البته این بدان معنا نیست که افراد غیر بومی نمی توانند در جهت عمران و آبادانی منطقه موثر واقع شوند. بلکه به نظر می رسد اگر افرادی که با کاستی های منطقه آشنایی بیشتری دارندو همچنین تعصب و دلسوزی بیشتری نسبت به همشهریان خود دارند عهده دار مسئولیت در شهر طبس شوند می توانند بهتر و بیشتر از ظرفیت های بالقوه موجود استفاده نمایند. مدیر بومی متخصص و متعهد می تواند بدون فوت وقت از همان روز های شروع فعالیت با توجه به آشنایی کامل به منطقه کار خود را قدرت آغاز نماید.
بررسی کارنامه افراد بومی شهر طبس در مسئولیت ها و پست های مختلف نشانگر تخصص و کار آیی بسیار بالای آنان در کنار تعهد و دلسوزی ایشان و برخورد مناسب همشهریان عزیز است . البته نباید از خراب شدن به اصطلاح تمامی کاسه و کوزه ها بر سر آنها در بسیاری از موارد بگذریم . به گونه ای که اگر فرد بومی در طبس عهده دار مسئولیتی شود مردم تمامی کمبود ها و مشکلات را ناشی از سود مدیریت ایشان می دانند و به محض جایگزین شدن فرد غیر بومی به جای ایشان شاهد روزهای سکوت خواهیم بود.
نکته قابل توجه دیگر این است که تمامی محسنات و کارایی مسولان بومی طبس در مورد دیگر همشهریان که در نقاط مختلف کشور پست یا منصبی دارند نیز صدق می کند و حتی در سطح کلان کشور نیز مثمر ثمر بوده اند . در حال حاضر نیز افراد متخصص و دلسوز در طبس وجود دارند که می توانند در بالاترین سطوح مدیریتی به ایفای نقش بپردازند. لذا لازم است که کمی از نالطفی ها کاسته شده و بر خوردها سنجیده تر شود. بار دیگر با اذعان به این مطلب که حمایت و دفاع از مدیران بومی زیر سوال بردن عملکرد مدیران غیر بومی نیست، بیان می نماییم که انتخاب مدیران غیر بومی مردم شهر را می رنجاند، و همیشه این سوال را در اذهان آنها می پروراند که آیا در این شهر قحط الرجال است.
مدیران غیر بومی آسیب های فرهنگی ، اجتماعی منطقه را نمی شناسند و لذا برای رفع آنها نمی توانند تلاش کنند و وقتی شناخت نباشد برنامه ای برای پیشگیری و درمان وجود ندارد.
خوشبختانه در سال های اخیر توجه زیادی به مسئله انتخاب مدیران بومی در طبس شده است و حمایت های زیادی نیز در این زمینه صورت گرفته است. در اینجا قصد نداریم عملکرد تک تک مدیران را بررسی و ارزیابی کنیم چون در این سخن، مجال و فرصت چنین چیزی نمی باشد. اما در نظر سنجی که توسط گروه علوم اجتماعی و جامعه شناسی دانشگاه پیام نور طبس و توسط دانشجویان این گروه زیر نظر اینجانب صورت گرفته است نتایج قابل تاملی بدست آمده که جزئیات بعضی از آنها را به حضورتان اعلام می نمایم.
از کل جامعه آماری که در این نظر سنجی شرکت کرده اند به طور مساوی 50 درصد خانم و 50 درصد آقا بوده اند . همچنین 69 درصد شرکت کنندگان متاهل و 31 درصد مجرد هستند . 50 درصد پاسخ دهندگان در مناطق شهری طبس و 40 درصد آنها در مناطق روستایی طبس و 10 درصد دیگر در بخش های دیهوک و دستگردان متولد و زندگی می کنند . بعد از جمع آوری نتایج این نظرسنجی که کلیه طیف ها از نظر شغلی اعم از کارمند چه در بخش دولتی و چه در بخش خصوصی ، آزاد ، دانشجو ، خانه دار و ... در آن شرکت نموده اند ،
82 درصد این جامعه آماری موافق انتخاب مدیران بومی برای پست های مدیریتی طبس هستند و تنها 4 درصد موافق انتخاب مدیر غیر بومی می باشند و 14 درصد دیگر برایشان فرق ندارد و یا نسبت به آن بی تفاوتند .
جالب است که در این جامعه آماری در پاسخ به این سوال که تا کنون چه نوع مدیریتی در شهر طبس کارآمدتر بوده است ، 83 درصد پاسخ دهندگان به مدیر بومی رای داده اند .
در بخشی از این نظر سنجی از پرسش شوندگان سوال شده بود که در سالهای اخیر بهترین مدیریت و عملکرد مربوط به کدام بخش یا سازمان بوده است که بخش امنیتی با 35 درصد بهترین عملکرد و آموزش و پرورش با یک درصد کمترین را دارا بوده است . لازم به ذکر است که 21 درصد پاسخ دهندگان معتقد بودند که در هیچ بخشی عملکرد عالی نداشته ایم و یا نسبت به آن بی تفاوت بوده اند .
البته این سوال کلی بوده و فقط از دید پاسخ دهندگان مقایسه صورت گرفته است و عملکرد هر بخش به تنهایی از دید آنها موثر و مثبت بوده است .
دیگر نتایج و جزئیات بیشتر این نظر سنجی با توجه به اینکه در این گزارش زمان بیان نمودن آن ها نیست به اطلاع همشهریان عزیزم خواهیم رساند.
فقط در پایان لازم است از ریاست محترم دانشگاه جناب آقای مهندس اخوان صفار ، حراست دانشگاه جناب آقای مهندس محمدزاده ، واحد برنامه ریزی جناب آقای ابراهیم زاده و کلیه دانشجویان گروه علوم اجتماعی بالاخص آقای بدیعی کمال تشکر و قدردانی را داشته باشیم .
دانشجویان محترم:
نمرات میان ترم و پایان ترم شما ثبت و تایید گردید . جهت مشاهده به سایت دانشگاه مراجعه فرمایید.
محسن عزیزائی
استاد دانشگاه پیام نور طبس
گروه علوم اجتماعی و جامعه شناسی
اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: "وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود" و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: "من لا معاش له لا معاد له" کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.
میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میكشد ...
فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست ...
فقر ، حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میكند ...
فقر ، چیزی را "نداشتن" است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست ...
فقر ، ذهن ها را مبتلا میكند ...
فقر ، اعجوبه ایست که بشكه های نفت در عربستان را تا ته سر میكشد ...
فقر ، همان گرد و خاكی است كه بر كتابهای فروش نرفته ی یك كتابفروشی می نشیند ...
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است كه روزنامه های برگشتی را خرد میكند ...
فقر ، كتیبه ی سه هزار ساله ای است كه روی آن یادگاری نوشته اند ...
فقر ، پوست موزی است كه از پنجره یك اتومبیل به خیابان انداخته میشود ...
فقر ، همه جا سر میكشد ...
فقر ، شب را "بی غذا" سر كردن نیست ...
فقر ، روز را "بی اندیشه" سر كردن است ...
می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. مادرم گفت: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟
می خواستم به مدرسه بروم، مدرسه ی سر کوچه ی مان. مادرم گفت: فقط مدرسه ی غیر انتفاعی! پدرم گفت: چرا؟...مادرم گفت: مردم چه می گویند؟
به رشته ی انسانی علاقه داشتم. پدرم گفت: فقط ریاضی! گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟
با دختری روستایی می خواستم ازدواج کنم. خواهرم گفت: مگر من بمیرم. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟
می خواستم پول مراسم عروسی را سرمایه ی زندگی ام کنم. پدر و مادرم گفتند: مگر از روی نعش ما رد شوی. گفتم: چرا؟...گفتند: مردم چه می گویند؟
می خواستم به اندازه ی جیبم خانه ای در پایین شهر اجاره کنم. مادرم گفت: وای بر من. گفتم: چرا؟...گفت: مردم چه می گویند؟
اولین مهمانی بعد از عروسیمان بود. می خواستم ساده باشد و صمیمی. همسرم گفت: شکست، به همین زودی؟! گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟
می خواستم یک ماشین مدل پایین بخرم، در حد وسعم، تا عصای دستم باشد. زنم گفت: خدا مرگم دهد. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟
بچه ام می خواست به دنیا بیاید، در زایشگاه عمومی. پدرم گفت: فقط بیمارستان خصوصی. گفتم: چرا؟... گفت: مردم چه می گویند؟
می خواستم بمیرم. بر سر قبرم بحث شد. پسرم گفت: پایین قبرستان. زنم جیغ کشید. دخترم گفت: چه شده؟... گفت: مردم چه می گویند؟
مُردم
برادرم برای مراسم ترحیمم مسجد ساده ای در نظر گرفت. خواهرم اشک ریخت و گفت: مردم چه می گویند؟
از طرف قبرستان سنگ قبر ساده ای بر سر مزارم گذاشتند. اما برادرم گفت: مردم چه می گویند؟!.. خودش سنگ قبری برایم سفارش داد که عکسم را رویش حک کردند.
حالا من در اینجا در حفره ای تنگ خانه کرده ام و تمام سرمایه ام برای ادامه ی زندگی جمله ای بیش نیست: مردم چه می گویند؟
مردمی که عمری نگران حرفهایشان بودم، لحظه ای نگران من نیستند